اون روزا هیچوقت به آینده بدون تو فکر نمیکردم. ترس از دست دادن نداشتم، تا اون روز برام پیش نیومده بود کسی ترکم کنه، همیشه این من بودم که وقت خستگی جا میزدم و خودمو نجات میدادم بدون معطلی بدون
درگیری بدون حتی ذره ای ناراحتی .. آخرای فروردین بود که قاطیه زندگیم شدی. انگار از همون اول میخواستی تماممو مال خودت کنی. به کم قانع نبودی و هرچیزی که تو وجودمه برای خودت میخواستی .. منی که از نظر همه ی اطرافیان خشک و جدی و بی احساس بودم رو به تکاپو انداختی. فکر و ذهنم، حرف روی لبم، اسم حک شده روی قلبم همه ش تو بودی. انقدر تو شده بودم که دیگه از من خبری نداشتم، انقد تو شده بودم که با خوشحالیت خوشحال میشدم و با ناراحتیت ناراحت. پسری ظاهراً شبیه به من و باطناً بالکل با خصوصیاتی متفاوت. شر و شیطون و عارضه بودی و من نقطه ی عکس تو. شاید همین تفاوتا بود که منو جذب خودت کرد. همون روزا بود که فکر میکردم من چقدر خوشبختم که یکیو دارم که حتی بیشتر از خودم به خودم توجه میکنه .. اون عشقی که ازت میگرفتم رو تاحالا با هیچکس تجربه نکرده بودم. تا اون روز کسی نبود که از عشق زیاد چپ و راست دستم رو ببوسه و در حالی پیشونیشو گذاشته رو پیشونیم زیر لب حرفایی رو که میدونه دوست دارم زمزمه کنه. من هیچوقت انقد مورد توجه واقع نشده بودم. کسی نبود که اشکارا بهم محبت کنه. تو تا میتونستی واسم خاطره ساختی. نابود کننده ترینشم همون اهنگایی که شبا باهم گوش دادیم و خاطره هایی که وقت قدم زدن ساختیم. شاید هزاربار تو این سالا فلش بک زدم و وقتی به اون روز کذایی رسیدم با ترس و شگفتی و گریه از درون سر خودم داد زدم و زمزمه کردم که اون روز اون آدم با اون همه خوشبختی که تو باعثش بودی من نبودم، اون دختری که باگریه ازت خواست بری من نبودم. من نمیتونستم جونمو با دستای خودم بفرستم بره و تو تمام این سالا اون چهره ی بغض کرده و دل شکستت از جلوی چشمام ثانیه ای کنار نرفت .. اون شب رفتم بیرون، دور زدم. شام خوردم. اما کی میدونست آرامش قبل از طوفان انقدر موذیه؟؟ چند روز بعدش من شدم مریضی که داروشو نمیتونستن تهیه کنن. مریضی که خیلی سالم به نظر میومد و طبیعی یود. اخه از بچگی بهش یاد داده یودن تودار باشه و غصه هاشو پیش هرکسی جار نزنه. حالا تو حال اون دختر تودار به ظاهر سالم رو تصور کن وقتی اتفاقی اون تیکه از اهنگ رو که شب و روز براش میخوندی بشنوه. که باچه حالی میخواد خودشو زودتر برسونه یه جای خلوت و اونقدر زار بزنه تا بتونه نفس بکشه. شاید هیچوقت تصور نمیکردم که منم به جمع اون دسته از عاشقایی بپیونم که بارها و بارها با اهنگ چرا رفتی شجریان گریه کردن .. خنده داره نه؟؟ وقتشه که دست از رویاپردازی هام بردارم و واقعیت رو جوری که هست ببینم. باید سر خودم داد بکشم که دخترک بدبخت اون دیگه هیچوقت تورو یادش نمیاد. عشق جدید داره زندگیه جدید داره خونه ی جدید داره. دیگه اونی که تو میشناختی نیست .. جونم این فکر رو از سرت بیرون کن که نمیتونه کسی رو مث تو دوس داشته باشه .. چشماتو باز کن و حقیقتو ببین، بیشتر از این عمرتو هدر نده و با واقعیت کنار بیا بچه ی نفهم سرکش دلتنگ .. توروخدا حقیقت رو ببین ببین ببین ..
برچسب: در جستجوی دوری,در جستجوی خوشبختی,در جستجوی نمو,در جستجوی پدر,در جستجوی معنا,در جستجوی نمو 2,در جستجوی فضاهای گمشده,در جستجوی نمو دوبله فارسی,در جستجوی دوری دوبله فارسی,در جستجوی دری,
نویسنده: سپیده امینی
تاريخ: پنجشنبه
8 مهر
1395 ساعت: 18:22